کارآفرینی اجتماعی

مطالب خواندنی و مفید در کارآفرینی عمل گرا این شرکت

کارآفرینی اجتماعی


0

کارآفرینی فناورانه

کارآفرینی ترکیبی از زمینه‌ی ذاتی و وجود فرصت‌هاست. مجموعه‌ای از ویژگی‌های شخصی و شناسایی فرصت‌ها و پیگیری آنها که نتیجه‌اش خلق یک خروجی خاص است.
کارآفرین خلاقانه فکر می‌کند و چیزهای جدیدی را ارائه می‌کند که به طور چشمگیری چیزهای موجود را کنار می‌زند. کارآفرین تلاش نمی‌کند تا با تغییراتی اندک و بهینه کردن سیستم فعلی کاری را انجام دهد، بلکه به جای آن یک راه کاملا جدید را برای حل مشکلات پیدا می‌کند.
امروزه با افزایش سیستم اقتصاد جهانی که موجب ایجاد ثروت های کالن و گسترش تناقضهای اقتصادی همچون شکاف بین فقیر و غنی شده است، تغییرات اجتماعی گستردهای را به همراه داشته و موجب مطرح شدن اندیشه های کارآفرینانه در حوزه ی مسائل اجتماعی شده است. در سالهای اخیر کارآفرینی اجتماعی به عنوان منبع مهمی از ثروت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی شناسایی شده است.
این پدیده ی نو ظهور علمی در دنیا راه حلی برای تسهیل تغییرات اجتماعی وکمک به توسعه ی پایدار اجتماعی-اقتصادی در سطح کالن و افزایش بازدهی و پاسخگویی سازمانهای اجتماعی در سطح خرد شناخته می شود.
مفاهیم کارآفرینی و کارآفرینی اجتماعی (Social entrepreneurship) اشتراکات و اختلافاتی نیز باهم دارند. آرتور سی. بروز، رئیس موسسه کارآفرینی آمریکا، تفاوت اصلی بین کارآفرینی اجتماعی و کارآفرینی را “کسب پاداش“ می‌داند. هر دو فرصت‌ها را شناسایی می‌کنند، مفاهیم را گسترش می‌دهند، منابع موردنیاز را تعیین می‌کنند، باعث راه‌اندازی و رشد سرمایه‌گذاری می‌شوند و برای دستیابی به اهداف برنامه‌ریزی می‌کنند. او معتقد است در کارآفرینی اجتماعی، ابتکار به‌منظور توسعه ایده‌ای شفاف و همچنین تبدیل آن‌ها به فرصت‌ها به کار می‌رود؛ فرایندی که نه‌تنها به شناخت نیازهای جامعه، بلکه به دسترسی و تقاضا برای ایده‌ها نیز وابسته است.
به بیان دیگر ، تفاوت بین کارآفرینی و کارآفرینی اجتماعی « ارزش پیشنهادی » است. برای کارآفرین گزاره‌ی ارزش پیشنهادی، طوری پیش‌بینی و سازماندهی می‌شود تا محصول یا سرویس جدید در استطاعت بازار باشد. در نتیجه باید طوری طراحی شود که منفعت تجاری ایجاد کند. پس انتظار می‌رود کارآفرین یا سرمایه‌گذارش از ابتدا مقداری درآمد مالی به دست آورند. منفعت مالی عامل ضروری برای بقای ایده است و کمک می‌کند تا بتواند به هدف نهایی‌اش که عرضه‌ی انبوه است، برسد.
موسسه‌های اجتماعی به سازمان‌هایی اشاره دارد که هدف‌شان تامین آن دسته از نیازهای اساسی انسان‌هاست که تامین آن از طریق سازمان‌های تجاری و بخش خصوصی امکان‌پذیر نیست. کارآفرینان اجتماعی کسانی هستند که مسایل اجتماعی را شناسایی و از اصول کارآفرینی برای سازمان‌دهی و مدیریت فعالیت‌هایی که موجب تغییرهای اجتماعی می‌شوند استفاده می‌کنند.
کارآفرین اجتماعی اساس طرحش را طوری پیش‌بینی یا سازماندهی نمی‌کند تا برای سرمایه‌گذارش، سازمان‌های خیریه و دولتی یا خودش منفعت مالی ایجاد کند. به جای آن کارآفرین اجتماعی هدفش را ایجاد ارزش از تولید انبوه قرار می‌دهد که مزایای آن عمدتا به بخش‌هایی از جامعه می‌رسد. هدف ارزش پیشنهادی کارآفرین اجتماعی، افراد محروم و مستضعف که ابزار اقتصادی در اختیار ندارند، است تا بتوانند از مزایای آن استفاده کنند. البته به این معنی نیست کارآفرین اجتماعی ارزش پیشنهادی‌اش نباید منافع اقتصادی داشته باشد، بلکه حتی می‌تواند درآمد ایجاد کند و می‌تواند به دو شکل بدون منفعت یا با منفعت سازماندهی شود. چیزی که وجه تمایز کارآفرینی اجتماعی است، مقدم بودن بحث منافع اجتماعی بر منافع شخصی است.
در تعریف کارآفرینی اجتماعی سه جزء زیر باید وجود داشته باشند :
1- شناسایی وضعیت ظالمانه‌ی پایداری که موجب محرومیت یا ایجاد رنج در طبقه‌ای از مردم شده و راهکاری تجاری را از آنها دریغ کرده است؛
2- شناسایی فرصتی در این وضعیت ظالمانه، توسعه‌ی یک پیشنهاد ارشی اجتماعی، به کارگیری خلاقیت، اقدام مستقیم، شجاعت و پایداری در جهت به چالش کشیدن تعادل فعلی؛
3- برقراری وضعیت جدید و پایداری که استعدادهای نهفته را آزاد می‌کند و از رنج طبقه‌ی موردنظر می‌کاهد. از این طریق می‌تواند آینده‌ای بهتر را برای طبقه‌‌ی موردنظر یا حتی بخش اعظمی از جامعه ایجاد کند
کارآفرینی اجتماعی به مفهوم ماموریتی اجتماعی و انسان دوستانه از طریق فعالیت های مختلف کسب و کار اشاره می کند ، که به عنوان یکی از راه کارهای حل برخی مسائل و آسیب های اجتماعی توجه شده است.
به طور کلی کارآفرینی اجتماعی فعالیتی نوآورانه برای خلق ارزش اجتماعی است که می تواند درون حتی کوچکترین بخش های جامعه نیز شکل بگیرد.


زهرا و جمعی از صاحب نظران علم کارافرینی(2008 ) با بررسي 20 تعريف كارآفريني اجتماعي آنها را تركيـب كرده و يك تعريف جامع ارايه دادند. به باور آنها كارآفريني اجتماعي (Social entrepreneurship) عبارت است از: "فعاليت ها و فرايندهايي كه متعهد به كشف، تعريف و بهره برداري از فرصت ها به منظور ارتقاي ارزشهاي اجتماعي و با اقدام هاي جديد و مديريت سازمان هاي موجود به شيوه ي نوآورانه انجام مي شود". ارزش هاي اجتماعي شامل همه ي جنبه هاي اقتصادي، اجتمـاعي، بهداشتي و محيطي رفاه انساني مي شود.
کارآفرینی اجتماعی با به کارگیری های مدل های کسب و کار ، تاحدی به راه حل های نوآورانه برای مشکلات اجتماعی پایدارو پیچیده مطرح میکند.امروزه در سراسر جهان ، افراد آگاه به مسائل اجتماعی ، مدل های ارزش آفرین و خلاقانه ای را به منظور حل مشکلات اجتماعی معرفی می کنند.
عموما این راه حل ها ، روش هایی هستند که پیش از این توسط سایر سازمان ها و نهادها نادیده گرفته شده است. بنابراین باید اذعان کرد کارآفرینان اجتماعی می توانند نقش مهمی در اصلاح شرایط اجتماعی ناسازگار معرفی کنند.
كارآفريني اجتماعي با سه روش مرتبط به هـم مفهوم سازي مي شوند؛ نخست كارآفريني اجتماعي تركيبي از اثرگذاري هـاي اجتمـاعي موسسه هاي تجاري و اقتصادي تلقي مي شود؛ دوم، توجه به ويژگي نوآوري كارآفرينـان اجتماعي و اثرگذاري هاي اجتماعي آن و بي توجهي به فعاليت ها و اقدام هـاي اقتـصادي؛ سوم، توجه به قابليت ها و توانايي هاي كارآفرينـان اجتمـاعي در سـرعت بخـشيدن بـه تغييرهاي اجتماعي به جاي توجه صرف به جستجوي راه حل به مسايل اجتماعي كه در رويكردهاي قبلي دنبـال مـي شـد.
در تعاريف جديد كارآفريني اجتماعي فراتر از جستجـوي راه حـل بـراي مسايل اجتماعي و تامين نيازهاي عمومي، ايجاد تغييرها و جستجوي فرصت هاي جديد به دست آمده از اين تغييرها است. از سوي ديگر براساس اين تعريف جديد، موسسه هاي اجتماعي و خيريه ها از حالت انفعالي خارج شده و به جستجوي فرصـت هـاي جديـد براي سرمايه گذاري و كسب درآمد اقدام مي كنند، لازمه ي تحقق اين هدف اتخاذ راهبرد فعالانه در اين زمينه است.
كارآفرينان اجتماعي كساني هستند كه مـسايل اجتمـاعي را شناسـايي و از اصـول كارآفريني براي سازماندهي و مديريت فعاليت هايي كه موجـب تغييرهـاي اجتمـاعي مي شوند، استفاده مي كنند. در حـالي كـه كارآفرينـان اقتـصادي عملكـرد خـود را بـا شاخص هاي سود و بازگشت سرمايه ارزيابي ميكنند، كارآفرينان اجتماعي موفقيت خود را با شاخص هاي اثرگذاري و ميزان آن در جامعه مي سـنجند در نتيجه با استفاده از اصول كارآفريني مسايل اجتماعي تبيين مي شـود.
مرزهای کارآفرینی اجتماعی
در خصوص تعریف کارآفرینی اجتماعی، باید توجه کرد که مرزهایی ایجاد می‌شود و برخی فعالیت‌های شایسته‌ای دیده می‌شود که با تعریف ما سازگاری ندارد. عدم شناسایی مرزهای مشخص می‌تواند مفهوم کارآفرینی اجتماعی را چنان بسط دهد که تبدیل به عبارتی بی‌معنی شود.
دو شکل عمده از فعالیت‌های باارزش اجتماعی وجود دارند که باید آنها را از کارآفرینی اجتماعی تمایز داد. اولین نوع از این فعالیت‌ها، فعالیت خدمات اجتماعی است. در این مورد عده‌ای از افراد شجاع و متعهد یک وضعیت تاسف‌آور پایدار را شناسایی می‌کنند. به عنوان مثال ایتامی که در آفریقا والدین خود را بر اثر ابتلا به ایدز از دست داده‌اند را شناسایی و برنامه‌ای را تنظیم می‌کنند تا به آنها کمک کنند. مثل ساختن مدرسه‌ای که به آنها اطمینان دهد این کودکان از تحصیل و توجه برخوردار خواهند شد. این مدرسه قطعا به خیلی از این کودکان کمک می‌کند تا فقر را در هم شکسته و زندگی خود را متحول کنند.
این نوع از خدمات اجتماعی هیچ‌گاه قالب محدود خود را نمی‌شکنند. تاثیر آنها محدود به منطقه‌ یا جمعیت منطقه‌ای است که این خدمت در آنجا ارائه می‌شود. قلمروی فعالیتی‌شان هم محدود به منابع مالی می‌شود که بتوانند جذب کنند. این فعالیت‌ها ذاتا آسیب‌پذیرند و ممکن است این خدمت قطع شود. میلیون‌ها سازمان این‌چنینی در جهان وجود دارند که با نیت خیر بنا نهاده شده‌اند و می‌توانند نمونه‌ای آموزنده باشند، ولی نباید فعالیت آنها به عنوان کارآفرینی اجتماعی فرض شود.
این امکان‌پذیر است که فرمول تازه‌ای برای مدرسه‌ی مخصوص ایتام ایدز ایجاد شود که از آن بتوان به عنوان کارآفرینی اجتماعی یاد کرد. اما این نیازمند نقشه‌ای است که در آن مجموعه‌ای از مدارس ایجاد شوند و بتوانند منبع مالی امنی را برای گذران خود به‌ وجود آورند. در این صورت خروجی‌اش یک وضعیت جدید و پایدار است که حتی با بسته شدن یکی از مدرسه‌ها خدشه‌ای به آن وارد نمی‌شود. این سیستم قدرتمند می‌تواند در مناطقی که ایجاد می‌شود، تحصیل منظمی را برای این کودکان ایجاد نماید.
تفاوت بین این دو نوع سرمایه‌گذاری‌ (کارآفرینی اجتماعی و خدمات اجتماعی) در پیش‌زمینه‌ی مقدماتی کارآفرینی یا وجود ویژگی‌های خاص شخصیتی در بنیان‌گذارش نیست، بلکه تفاوت در خروجی آنهاست. تصور کنید «اندرو کارنگی» به جای سیستم کتابخانه‌های عمومی‌اش که به میلیون‌ها شهروند آمریکایی خدمت رسانده، تنها یک کتابخانه احداث می‌کرد. آن یک کتابخانه‌ی کارنگی مسلما به بخشی از جامعه خدمت می‌کرد، ولی دید عمیق او و احداث سیستم کتابخانه‌اش یک سیستم جدید و پایدار را به وجود آورد. در نتیجه زمینه را برای افزایش علم و دانش در همه‌ی شهروندان جامعه فراهم کرد و نام خود را به عنوان یک کارآفرین اجتماعی مطرح نمود.
دسته‌ی دوم سرمایه‌گذاری‌های اجتماعی که نباید با کارآفرینی اجتماعی اشتباه شود، «فعالیت یا کنشگری اجتماعی» است. در این مورد نیز عامل انگیزاننده‌ی فعالیت مشابه است که همان وضعیت ظالمانه‌ی پایدار است. بسیاری از ویژگی‌های شخصیتی فردی که آن را پایه‌ریزی می‌کند نیز یکسان است. چیزی که متفاوت است جهت فعالیت فعال اجتماعی است. او بر خلاف کارآفرین که فرد به طور مستقیم دست به اقدام می‌زند، اقدامش از طریق غیرمستقیم است. این کار او از طریق ترغیب حکومت‌ها، NGOها، مصرف‌کنندگان، کارگران و … به اقدامی خاص است. فعال اجتماعی موفق می‌تواند بهبودی اساسی در سیستم به وجود آورد و حتی تعادل جدیدی نیز برقرار نماید. ولی وجه تمایز اصلی این فعالیت از طریق ترغیب دیگران، و نه اقدام مستقیم است. فعالین اجتماعی نامی بزرگ و سنتی عالی از خود به جا گذاشته‌اند. افرادی مانند مارتین لوترکینگ، مهاتما گاندی و واتسلا هاول. ولی نباید کارآفرین اجتماعی با فعال اجتماعی اشتباه گرفته شود.